چشمان خیس

 

  آمده ام تا دوباره

با دست هایم

تصویر یک لبخند را

بر بوم لب هایت

نقاشی کنم ...

چشمان خیس ات را

به حساب دلتنگی ات می گذارم

 

****

 انگار بوی یاس می آید

از حیاط خانه

شاید گلدان های سفالی

دلشان برای پاییز

تنگ شده باشد !

 

  ***

وقتی می رفتی

یادت نبود

چتری داشتی

که با دستهای من هم

پیوند خورده بود  ...

امروز که هوا بارانی است

 دوباره همان چتر را برداشته ام

اما جای دستهای تو

میان انگشتانم

خالیست !

/ 13 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محب ولایت

.... ... .. . به یاد آنروزها دستانم را می نگرم دستان خالیم هنوز بوی دستانت را می دهد چشمانم به در می ماند به امید آنکه روزی از آن وارد شوی . .. ... ....

يه قطره بارون

قسمت اول واقعا زيبا بود . بوي آشتي و عشق داشت . به دلم نشست . [گل]

بهنام

سلام ببخشید یه مدت نبودم[خجالت][خجالت] ************************************************** به من حق بده که میل به خوردن نداشته باشم این بغض‌ها که تو به خورد من می‌دهی سیر سیرم می‌کند …

ماشا

سلام گرامی دوست مهربان. عید انتظار بر شما مبارک باد. واتوره با چند دو بیتی به روز است و چشک به راه نقد ونظرت.

زیتون

سلام سپاسگزارم خوبی سابقه نداشت صفحه ای به این رنگ مشکی داشته باشی اولش تصورکردم جای دیگری هستم[لبخند]بعدکه نام مقدست راخواندم یقین کردم انشا’الله دستانت نیز پرشود وجای خالی دستانش دردستت خالی نباشدبه فضل خدا

مهسا

این روزگار نامرد چنان مینگرد که گویی تمام شدنی نیست...

مهسا

حضورت برام یــــــــــــــــه دنــــــیــا ارزش داشت... [خجالت]

مهسا

همیشه خاص ترین محیط ، فضای وب توست...[قلب]

مهسا

زندگی جان؟ قبلا کسی به اسم ساغر با آدرسhttp://saghar51.persianblog.ir برات کامنت نمیذاشت؟ دنبالشم...

مهسا

چشم گلی محلاجیم به دعا