زندگی

زندگی همیشه جاریست و مرگ تولد دوباره ای است برای ادامۀ آن تا ابد

تصویری از خاطرات

 

 

 

آن قدر میان خاطراتم قدم زدی

و حواسم را پرت کردی

که یادم رفت

عشق پنج نقطه بیشتر ندارد ...

دفترم برای ثبت روزهای خوش گذشته

زیادی بزرگ است

و چشمهایم برای تصویر برداری آن صحنه ها

زیادی کوچک !

این روزها که بی حوصلگی

خط ا نداخته میان پیشانی ام

با مرور لحظه هایی خوشم

که لبخند

بر گونه هایت چال می انداخت

و صدایت از شوق

لرزشی محسوس داشت...

فنجان روی میز را

میان دستهایم می فشارم

و تصویر تو را در ذهنم نقاشی می کنم

در حالیکه با لبخند

به من چای تعارف می کنی !

 

 

در کدامین جهت جغرا فیایی زمین

ایستا ده ای

که حتی دریاها هم قادر نیستند

میا ن نگا ه تو

و قلب من

فاصله بیندازند !...

 

زندگی یک نمایش است . گرچه آن را نباید زیاد جدّی گرفت ،

اما من می خواهم در تمامی صحنه ها ، بازیگر خوبی باشم!

 

 

 

 

[ ۱۳٩٢/۱۱/٥ ] [ ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ ] [ شهلا فراهانچی ] [ نظرات () ]