زندگی

زندگی همیشه جاریست و مرگ تولد دوباره ای است برای ادامۀ آن تا ابد

آسمان خیال

ای شب رویایی ...

امشب ستاره های آرزو را

در آسمان خیالم چیده ای

و با دستانت، ماه را در متن فیروزه ای اش

چون نگینی از مروارید آویخته ای.

آیا برای خواب چشمان خسته ام

صدای باران را تدارک دیده ای؟!

یا نسیم را به نوازش گیسوانم خواهی فرستاد؟

اما یادت باشد ،سحر نزدیک است

و بر خاستن را واجب

 زمانی که ، سّجاده های عطر آگین حضور آماده اند،

 تا بر عشق قامت ببندم ...

یادت باشد

صدایم کنی...

[ ۱۳٩٠/٦/۳ ] [ ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ ] [ شهلا فراهانچی ] [ نظرات () ]