زندگی

زندگی همیشه جاریست و مرگ تولد دوباره ای است برای ادامۀ آن تا ابد

رویای پاییزی

          

 اینک از میان پنجره ها،

 تو را صدا  می زنم.

ای  زیباترین فصل خدا،

و ای تابلوی رویایی زمین .

عطر باران را ،

 از جاده های دور دست خیالت،حس  می کنم.

 چشم آسمان، خیس باران خواهد شد ...

اگر بیایی ،ای خزان زیبا.

نگاهم دنبال گل قاصدکی ست

که بزودی از کنار پنجره ها  عبور خواهد کرد ،

و چشمان مشتاقم  را خواهد برد ،

به دنبال یک آرزو ...به دنبال  نسیم خنک و بارانی ات.

زودتر بیا که دلتنگ شده ام

و قلبم را اندوه فرا گرفته.

می خواهم در تو، روزهایم را شماره کنم ،

و تنها در هوای تو نفس بکشم...

[ ۱۳۸۸/٧/۱۸ ] [ ۱:٢٤ ‎ق.ظ ] [ شهلا فراهانچی ] [ نظرات () ]