زندگی

زندگی همیشه جاریست و مرگ تولد دوباره ای است برای ادامۀ آن تا ابد

خسته بودم.

 

 

برای خستگی هایم

فنجانی چای خواهم خورد.

خیلی راه آمده ام

اینجا پر از گرد و غبار بود

روی  نوشته ها

خاک نرمی انگار پاشیده شده بود

با یک دستمال گلدار

پاکشان کردم .

من هنوز می نویسم در یک جایی پر از دوست های تازه از راه رسیده.

 

[ ۱۳٩٦/٦/۱٤ ] [ ٦:٢٧ ‎ب.ظ ] [ شهلا فراهانچی ]

[ نظرات () ]